گفته بودم به سراغ من اگر میایی نرم و آهسته بیا...دیدی چه شد؟ترک برداشت...آری!!!چینی نازک تنهاییم ترک برداشت!حال من چینی بند زن از کجا بیاورم...در روزگاری که اگر چیزی لب پر شد دور ریختنی میشود...(خودم )*************************نهکاری به کار عشق ندارممن هیچ چیز و هیچ کس را دیگردر این زمانه دوست ندارمانگار...این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روزخوشحال و بی ملال ببیند...زیرا...هرچیزی و هر کسی را دوستتر بداریحتی اگر یک نخ سیگار...یا زهر مار هم باشد...از تو دریغ می کندپس من با همه ی وجودم...خودم را زدم به مردنتا روزگار دیگرکاری به کار من نداشته باشداین شعر تازه را هم نا گفته میگذارمتا روزگار بو نبرد...گفتم:کاری به کار عشق ندارمقیصر امین پور************************ دسته گل هایی که من به آب میدم...ما را در سایت دسته گل هایی که من به آب میدم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:00